سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

مقدمه 19

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

مورد ديگر اين عبارت است : « ديگر جان از براى ما نمانده . فقير و پريشان شده‌ايم . زيراكه كار نوكرى دزدى و زور و اجحاف‌گويى است و درين دو سال دهنها بسته و راه زورگويى مسدود بود . . . » ( ص 137 ) . اطلاعات كم‌اهميت ديگرى كه در باب اين شخص از يادداشتهاى او حاصل مىشود عبارت است از اينكه در صفحهء 59 از عموى خود ، به‌عنوان « مدير » و در چندجا از ملك پدرى خود به نام « كردزار » در شهريار و محل خانهء خود را در باغ پسته‌بك از محلات تهران ياد كرده است . « 1 » اميدوارم با انتشار اين اثر خوانندگانى كه نويسندهء اين يادداشتهاى مفيد را مىشناسند نسبت به معرفى او اقدام كنند و مرا سپاسگزار ، تا در چاپهاى بعد بتوان به طرز بهترى نويسنده را شناساند . * * * مؤلف كه از صداقت و ساده‌دلى بىبهره نيست ( شاهدش دو موردى كه در باب نوكرى او نقل شد ) مثل اغلب افراد نوكر باب ذليل در دستگاه دولت كه در جريان حوادث سياسى مهم دودلند و منتظر فرصت كه به كدام « قطب » بگرايند ، جهت مشخص ندارد . از خلال نوشته‌هايش برمىآيد كه ميل او به جانب مشروطه‌طلبان بيشتر است و يا آنكه از ترس چنين حالتى را در نوشته‌هاى خود بروز مىداده است . طبعا چون نوكر دربار محمد على شاه است و رزقش از آنجا تأمين مىشده نگران است كه چه بر سرشان خواهد آمد . بر او حرجى نيست اگر مىنويسد : « اگر كار به ميل مشروطه‌طلبان شود واى به حال ما بيچاره‌ها كه بدنام شده‌ايم . نه از اين طرف بهره برده‌ايم و نه از آن طرف سودى ديده » و حق دارد كه در دنبال عبارت به طعنه بنويسد : « خرس الدنيا و خوك الاخره هستيم » ( ص 136 ) . از طرفى چون بو مىبرد كه مشروطه‌طلبان محمد على شاه و اعوان و انصارش را درهم خواهند كوبيد نگران آيندهء زندگى است كه چه بر سرش خواهد آمد . يك بار آن‌قدر ترس بر او غلبه مىكند كه دچار « پيچش » مىشود ( ص 112 ) .

--> ( 1 ) . ممكن است در صورت تجسس در بنچاقهاى قديم ده كردزار نام پدر او نيز به دست آيد . متأسفانه براى من فرصتى پيدا نشد كه به آنجا بروم و در اين موضوع تحقيق كنم .